خرد آدمی را از تعصب دور میدارد و عقل داور غایی هر برهانی هست. اقوال مرده که از عصر هر نسل دورتر رود، به سنت میگراید و باور آن به مرور دوباره و به تأیید عقل زمان موکول است. قدرت آدمی در رد و نفی پذیرفتههای پیشین، حضور سازنده و نو شونده او در هستی را تأیید و مفهوم «عصر» را تا مقدار سوگند خداوندی، متعالی میکند. در این بازبینی هیچ استثنایی نمیگنجد و هیچ نامی مصون نیست. چنانکه نامآوران امروز، که در عقل عصر ما موجه مینمایند و ستوده میشوند، بسا که در آینده مقصر و منفور باشند.
خرد آدمی را از تعصب دور میدارد و عقل داور غایی هر برهانی هست. اقوال مرده که از عصر هر نسل دورتر رود، به سنت میگراید و باور آن به مرور دوباره و به تأیید عقل زمان موکول است. قدرت آدمی در رد و نفی پذیرفتههای پیشین، حضور سازنده و نو شونده او در هستی را تأیید و مفهوم «عصر» را تا مقدار سوگند خداوندی، متعالی میکند. در این بازبینی هیچ استثنایی نمیگنجد و هیچ نامی مصون نیست. چنانکه نامآوران امروز، که در عقل عصر ما موجه مینمایند و ستوده میشوند، بسا که در آینده مقصر و منفور باشند.
«ناصر پورپیرار» کوشید کهنهگی را از هویت و هستی ایرانی بزداید و ابواب گفتوگویی را بگشاید تا بینیاز به رستم و مزدک و ابومسلم و زردشت و سلمان فارسی و انبوهی جعلیات دیگر، معلوم کند که ساکنان این سرزمین دیر زمانی نیست که دور هم گرد آمدهاند و هرگز صاحب اختیار ملک خویش نبودهاند و فرصت، امنیت و فراغت نداشتهاند که درباره تاریخ و فرهنگ سرزمین خویش گفتوگوی عالمانه کنند.
به یاد داریم که هر بار، سیر نشده از کلام دلنشیناش، مجبور به خداحافظی، دفتر کارش را که مأمن ذهنها و دلهای مشتاقمان بود، با حسرت ترک میکردیم.
نظرات