تاکنون تعریف جامع و کاملی برای واژه غریزه نخوانده و آن چه در این باب از نظر گذرانده ام آشکارا از سرگردانی صاحبان نظر در توضیح و تعریف غریزه خبر می دهند و معلوم می کنند گفتار در باب غریزه، که جاذب خرد باشد،
حیات زمینی تمام موجودات، به تامین و تدارکات زیر وابسته است تا هستی و حیات و بقای انواع را میسر و امنیت نسبی برای حضور در ترکیب هر نوع را تامین کند.
۱. مسکن.
۲. غذا.
۳.تولید مثل و بالاخره
۴. دفاع.


از لانه سازی بر شاخه های درخت تا تصرف کنام و خزیدن به درون حفره های طبیعی و یا دست ساز در بلندی ها و زیر زمین و به کار بردن بی شمار شیوه مبتدی و یا ممتاز دیگر انواع موجودات را درون پناهگاهی مناسب جای می دهد که میلیون و میلیون ها سال تکرار، روش تامین لانه ای متناسب با امکانات اطراف، توان یک یا مجموعه ای از ابزارهای حیات این یا آن موجود را، نهادینه می کند. مثلا بوزینه ها و انواع دیگری از میمون ها هنگام راه رفتن و یا دویدن، به صورت هماهنگ از دست و پای خود کار می کشند.
شکار و تامین غذا، بسته به وفور و فراوانی و یا نزول و کم یابی، ابزار و یا ابزارهای مورد نیاز صید را در هرگروه جانوری منطبق با حاصل میلیون ها سال تجربه مکرر و موفق، به صورت دانشی مادرزاد در مغز هر جانور ثبت کرده است.

و بر همین روال است تولید مثل و دفاع که هر یک ابزار معینی از ادوات حیات جان داران غیر آدمی را به کار می گیرد و میلیون و میلیون ها بار تجربه توام با موفقیت، نقش ابزار مربوط به اجرای هر یک از مراتب بالا را در مغز جانور حک و از دستور عمل دوباره بی نیاز می کند و سرانجام برای غریزه تعریفی جامع و جدید ساخته می شود.

غریزه قابل آموزش و انتقال نیست. اگر تخم یک قناری را با گرم نگهداشتن در دستگاه بدون دخالت انواع آن به قناری دیگری مبدل و از همنوعان خود دور نگهدارید و مصنوعا تغذیه کنید، باز هم در زمان لازم با آوای طبیعی هر قناری دیگر جفت یابی می کند. اگر در باغ وحشی از طریق بلندگو صدای ریزش باران را در هوایی کاملا آفتابی پخش کنید، میمون ها یکدیگر را در آغوش می کشند و به پناهگاه می گریزند و اگر در اتاقی تخم مرغی را در اختیار روباه سیری قرار دهید، تخم مرغ را به گوشه اتاق می برد و با کشیدن پنجه ها بر کف سیمانی اتاق، گمان می کند در حال دفن و ذخیره کردن تخم مرغ است. (ادامه دارد)
نظرات