ناریا

یادداشت برای آقای Nick.

مردمی که از میان شان خردمندی چاره اندیش برنخیزد، ناگزیرند نیروی خود را در تجربه های گران و بی حاصل تاریخی هدر دهند. اگر نمونه بخواهید می توانم هوشی مین را مثال بزنم که پس از آموزش های سوسیالیستی اش در اروپا، برای آزاد کردن مردم خود از اسارت استعمار فرانسه و هدایت شان به سوی توسعه، در بازگشت به ویتنام، پس از سال ها سفر و تامل در ساخت اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی سرزمین خود…

مردمی که از میان شان خردمندی چاره اندیش برنخیزد، ناگزیرند نیروی خود را در تجربه های گران و بی حاصل تاریخی هدر دهند. اگر نمونه بخواهید می توانم هوشی مین را مثال بزنم که پس از آموزش های سوسیالیستی اش در اروپا، برای آزاد کردن مردم خود از اسارت استعمار فرانسه و هدایت شان به سوی توسعه، در بازگشت به ویتنام، پس از سال ها سفر و تامل در ساخت اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی سرزمین خود، سرانجام با متحد کردن نیروهای آزادی خواه ملی و سوسیالیست های پیش تاز، و نیز سازمان دادن مقاومتی سراسری و مثل زدنی، نه فقط آرزوهای ملت اش را محقق کرد، بل در تاریخ معاصر، حماسه ای ساخت که دوست و دشمن به فرزانگی و بزرگی او معترف اند و با احترام و ستایش از او یاد می کنند. هوشی مین عقاید و ادیان و مذاهب بسیار متنوع مردم ویتنام را مزاحم مبارزه با تسلط بیگانگان نمی دید و مانع پیشرفت اجتماعی نمی شناخت. همین آشنایی عمیق او با مسایل و علایق ملی، چندان موجب اعتماد عمومی شد که در زمان نیاز، یک بودایی برای تحقق اهداف این رهبر سوسیالیست، خود را در میان خیابان در آتش شعله ور می کرد!

اما متاسفانه یک سوسیالیست از فرنگ برگشته ی نادان و اشتباه کار و ساده لوح، با نام تقی ارانی نصیب مردم ما شد، که پس از بازگشت به ایران، شتاب زده و بدون ارزیابی نیازها و بدون درک شرایط و علایق ملی، یکسره و سراسیمه قلم را به خدمت هیاهوهای ضد مذهبی رضا شاه گماشت، در نخستین نوشته های اش به تمام مقدسات مذهبی مردم تاخت و دیدیم که نصیب او فقط همان محفل ناتوان متشکل از چند روشن فکر بی دانش شد که نخست سر شخص او را به باد دادند و دنباله ی آنان هم همین روشن فکری نادان محفل باز جدا از مردم موجود است که از همان شجره ی خبیثه ی بقایای ۵۳ نفر روییده اند و تاکنون جز خطای سیاسی و فرهنگی از آن ها ندیده ایم. این نمونه ها نشان می دهد که هر تجمع سیاسی و فرهنگی و حتی اقتصادی، بدون برخورداری از یک حلقه ی محکم و محافظ خردمندان، مجبور به تجربه ی شکست و تحمل ورشکستگی است!

گمان نمی کنم کسی در اثبات بی حقی کامل قوم فارس در تاریخ ایران سهم مرا ادا کرده باشد و به اسنادی متوسل شده باشد که من به تاریخ عرضه کرده ام. اینک اثبات این که در تاریخ کهن این سرزمین هرگز پیش از داریوش قومی به نام فارس در منطقه ی ما نبوده، به سادگی میسر است. بعد ها به خواست خداوند و در یک بررسی بی مانند اثبات خواهم کرد، که به احتمال زیاد، این کلمه ی «فارس» تلفظی از واژه ی «فریسی» است که نام فرقه ی بزرگ و مهمی از یهودیان جنوب ایران است که از زمان شلمانصر در آن منطقه زیسته اند. قومی که بنا بر متن کتیبه ی بیستون، حتی با داریوش جنگیده اند و بر علیه او شورش کرده اند، که با این اشاره می توانیم داریوش را از فرقه ی یهودیان «صدوقی» بدانیم که پیوسته با فریسیان در اختلاف بوده اند. اینک به خوبی می دانیم که فارسیان در هیچ دوره ی تاریخ این سرزمین رسمیت نداشته اند و ساخت ادعاهای مضحک ۸۰ ساله ی اخیر، با قصد درهم ریزی اتحاد ملی ایرانیان انجام شده، چنان که حاصل نهایی و امروزین آن نیز همین تفرقه و دشمنی است، که می بینید. پس آن چه را در زیر می آورم قابل بهره برداری برای کمبلین قوم دروغین فارس نیست، تکمله ای بر آن مطلب است که گردانندگان هر جنبش تاریخی، سیاسی باید که بر دانایی حرفه ای متکی باشند و گرنه معمولا مصیبتی به بار خواهند آورد که حاصل آن، گسترش لکه ی خونی است که ندانم کاری ها بر سراسر زمین نشانده است.

در حال حاضر یک روشن فکر آگاه و بی غرض و چاره ساز، برای بیان بی حقی مطلق و قابل اثبات تاریخی فارسیان بی ریشه ی جدا سر و تفرقه افکن، و ستیز با زیاده خواهی های آنان، نیازمند توسل به پرچم داری چون بابک خرم دین نیست. حرف من این است که اگر ما معتقدیم که تمام اسناد تاریخ ایران باستان و از جمله خرم دینی و مزدک و مانی و اوستا و زردشت و ساسانیان و اشکانیان و سلمان و ابن مقفع و ابومسلم و ده ها نام وحادثه ی دیگر، جز جعل یهودیان برای امحاء رد پای ماجرای پلید پوریم نیست و اگر روشن فکری آذربایجانی و ترک ایران این مطالب را پذیرفته و هضم کرده، آیا برداشتن پرچم بابک خرم دین، آن هم در شرایط کنونی، خندیدن به ریش خویش و ادامه ی همان سنت ندانم کاری روشن فکری میراث مانده از تقی ارانی نمی شود؟ من در چندین گفت و گوی جدی با برخی از صاحب نظران آذربایجان با هر کوششی نتوانستم بر سر همین مطلب ساده ی قابل فهم به توافق برسم و آقایان دلیل می آوردند که توسل به بابک دروغین وسیله ای است برای جذب و تحریک احساسات عمومی. آیا به گمان شما با نردبانی که پله های سست و پوسیده ی آن برجعل و دروغ و نادرستی تاریخی و تحریک احساسات نا آگاهانه استوار است، می توان به بلندای مقصودی رسید؟

از شما می پرسم که آیا موثرتر و مناسب تر نیست به جای این خرده کاری های نمایشی بی حاصل و اصل، از ترک و غیر ترک، هزاران و هزاران و ده ها هزار نامه، اعم از فردی و یا جمعی، به مراکز مسیول رسمی، به میراث، به آموزش و پرورش، به روسای کرسی های تاریخ و باستان شناسی و مرمت در دانشگاه ها، به وزارت علوم و آموزش عالی، به وزارت امور خارجه، به صدا و سیمای باستان زده ی کنونی و به مسیولین سیاسی رده بالا و درجه اول کشور و به خصوص به رفسنجانی مدافع فارس پرستی، ارسال کنیم و خواهان یک نشست ملی برای تعیین تکلیف با دروغ های کنونی هویت سازانه، بررسی و تدوین تاریخ درست مردم ایران و حذف افسانه های عوامانه ی یهود ساخته از کتاب های درسی کشور در تمام سطوح شویم؟ باید مصرانه خواستار تحقیق در مورد رخ داد پوریم، زمان، میدان، گستره و نیز آثار ضد تمدنی آن باشیم. باید ایران شناسی پر از آلودگی جهان را به پاسخ و توضیح بخوانیم که با کدام هدف، یکصد و پنجاه هزار متر مربع بقایای کهن معابد ایلامی را در زیگورات تخت جمشید برچیده اند و بپرسیم با کدام نیت برای ما جاعلانه کتیبه ی ساسانی حک کرده اند و بنا و کاخ قلابی کورش در محوطه ی پاسارگاد ساخته اند؟ آیا نتیجه ی این بررسی به نفی کامل تصورات طلب کارانه ی کنونی درباره ی قوم فارس، زبان بی خاصیت فارسی و هر چیز فارسی دیگر نخواهد انجامید؟ آیا این اقدام بنیانی، که نمی توانند در مظان هیچ اتهامی قرار دهند، برای آگاهی نسل کنونی و در راه و آینده تعیین کننده تر است، یا جمع شدن موسمی و سالی یک بار چند هزار جوان احساساتی، با ساز و نقاره، در پای یک پرچین و اتاقک سنگی نسبتا جدید، که حتی به درستی نمی دانیم در چه زمان آغل و ایلخی و گوسفند سرا یا حد اکثر سرپناه تابستانی کدام خان بوده است؟

+ نوشته شده توسط ناصر پورپیرار در سه شنبه یکم آذر ۱۳۸۴ و ساعت ۱۸:۵۳

نظرات

  • Alp
    28 دی 1387 -
    به نام خداوند بزرگ با عرض سلام خدمت آقای پورپیرار عزیز ما ترکان قشقایی در داستانهیمان فقط یک ذوالقرنین می شناسیم و آن هم اسکندر ذوالقرنین است. با آرزوی موفقیت برای شما و آزادی قدس عزیز
  • مدیر سایت
    28 اسفند 1389 -
    با سلام جناب matin از ارسال ایمیل سپاس گذاریم لطفا پس از تعطیلات با تلفن 66406183 با تشکر و سپاس مدیر سایت : mohseyn_abedy@yahoo.com http://www.naria.asia ▬▬▬▬▬▬▬▬▬▬▬▬▬▬▬▬▬▬▬▬▬▬▬▬▬▬▬▬▬▬▬▬▬▬▬▬▬▬▬▬▬▬▬ >> شنبه ۲۸ اسفند ۱۳۸۹ ساعت: ۰۹:۳۳ >> matin_der@yahoo.com با سلام و خسته نباشید خواهشمندم در مورد چکونگی تهیه نمودن سری کامل کتابهایتان راهنمایی بفرمایید با تشکر Content-Type: text/html, Charset: utf-8
  • mohamad
    22 اردیبهشت 1390 -
    خیلی ممنون
  • پرویز زحمتکش
    14 بهمن 1391 -
    فاجعه کار بیش از این است جیرفت که فراگیر شد دلیل فراگیر شدنش هم این بود که مردم عادی این کار را کردند و شاید کار الله تعالی بوده که این طور دشمنان این مرز وبوم را رسوا کند که بگوید تمدنی قبل از کورش ... بوده آن هم به قول خودتان در حد تو دهنی زدن به آنچه تا به حال به خورد مادادند من از گوشه وکنار این مرز و بوم میشنوم و شنیده ام که افراد شناخته شده و ناشناخته، اکثر نقطه به نقطه این مملکت را کند و کاو کردند و هر چه داشته و نداشته را بردند.بدون هیچ گونه مزاحمتی از سوی همین سازمان به اصطلاح میراث فرهنگی .... حتی با حمایت بعضی از مسئولین محلی
  • پرویز زحمتکش
    15 بهمن 1391 -
    با سلام خسته نباشید .مشکل ما اکثر ایرانی ها این است که همیشه مرغ همسایه غاز است .همین الان که با بعضی از دوستان صحبت تاریخ میشود جوابش اینست که ما نمیتوانیم اظهار نظر کنیم حتی میگویند که حتما باید بریم آن طرف درس بخوانیم تا حرفی برای گفتن داشته باشیم .این طرزفکر را در مغز ما جا دادند که هرچه غرب گفته باید چشم بسته قبول کنیم چرا آنجا دانشگاه غرب است و از ما بهترونند .سوال من این است این غرب در دانشگاههای غرب خود در سطح گسترده در ضمینه فرهنگی خود چقدر انسان با انصاف تربیت کرده که اینگونه در این دوقرن گذشته اینهمه کشتار و غارت در آفریقا ،اسیا علی الخصوص هر جا که اسلام میخواهد سر در بیاورد میکند آیا الان کشتار مردم مسلمان مالی ؛ میانمار سوریه که کانون خبرهای جهان است توسط همین تحصیل کرده غرب راهنمایی و هدایت نمیشود
  • مدیر سایت
    26 اردیبهشت 1392 -
    با سلام جناب مهدی باقری از ارسال ایمیل سپاس گذاریم شروح تاریخی و فرهنگی در این مباحث بنیان اندیشانه و کلی است و برداشت انحصاری از هر قسمت آن به توان بنیان شناسی خواننده موکول است. با تشکر و سپاس مدیر سایت : info@karangbooks.com http://www.naria.asia ................................................ >> پنجشنبه، ۲۶ اردیبهشت ماه ۱۳۹۲ ساعت ۱۳:۳۰ >> mehdi1bagheri2hariry@yahoo.com سلام، سوالی که برایم مطرح شده است اینست که آیا داستان مامون خلیفه عباسی و هارون الرشید حقیقت دارد و اگر ندارد پس مقبره امام رضا و اصالتا" وجود آن در ایران چه میشود!؟ یعنی این آرامگاه امام رضا نیست! لطفا"توضیح دهید. با تشکر Content-Type: text/html, Charset: utf-8
  • مدیر سایت
    7 خرداد 1392 -
    با سلام جناب mohammad از ارسال ایمیل سپاس گذاریم با غفوری در حین کار و در تخت جمشید آشنا شدم سی دی پنجم منتشر شده و مقدمات تولید چند سی دی دیگر آماده است که امیدوارم منتشر شود. با تشکر و سپاس مدیر سایت : info@karangbooks.com http://www.naria.asia ................................................ >> سه شنبه، ۰۷ خرداد ماه ۱۳۹۲ ساعت ۱۷:۵۶ >> questnetltd2010@gmail.com ba salam ostad aziz jaryaniro ke tarif kardid ba inke 3sale ba tafakorate shoma ashena hastam mikham bedonam ke in aghye ghafori ki hastesh aya ghablan ba shoma rabeteye kari dashte to iran va alan dare az neveshtehaye shoma be nafe khodesh bardasht mikone ?? ostad shoma goftid mostanade jadidiro amade mikardid chera edame nadadid ?aya az tarefe sazmanhaye farhangi iran joloye inkaro gereftan ya jaryane digari bodeh ?? ba tashakor Content-Type: text/html, Charset: utf-8
  • مدیر سایت
    19 دی 1392 -
    با سلام جناب تست از ارسال ایمیل سپاس گذاریم با تشکر و سپاس مدیر سایت : info@karangbooks.com http://www.naria.asia ................................................ >> چهارشنبه، ۱۸ دی ماه ۱۳۹۲ ساعت ۲۳:۳۵ >> naria.asia@yahoo.com تست Content-Type: text/html, Charset: utf-8
    • مدیر سایت
      19 دی 1392 -
      -
  • مینا
    25 آبان 1393 -
    در جواب باید بگم هر کس عقیده خودشا داره شما هم عقیده خودتونا.از نظر من هیچ انسانی درباره هیچ موضوعی قضاوت نمیکنه کاری که حتی خود خدا به روز قیامت موکول کرده .مااجازه توهین به هیچ دینی را ندذاریم پی بهتره به عقاید هم احترام بگذاریم.ازنظر خداوند یهودی و مسیحی و ......همه وهمه یکسان هستند مگر درعمل و گفتار پس مواظب گفتار خودمون باشیم .زبان توهین در شان یک ایرانی نیست!