ناریا

منازعه یک

۲۹۵. منازعه یک

برای این مولف گشودن باب گفت‏وگو در موضوع مشاهدات مادی و فرهنگی اقوام مهاجر به ایران، در سه سده اخیر، و اثبات نوپدید بودن حضور تمامی آنان، بازسازی مسایلی است که توضیح تاریخ پوریم پایه ایران را ملموس و آسان‏تر می‏کند و هرگز قصد ستیز حقوقی ندارد و کاستن از ارزش‏های فرهنگی و هستی ‏شناسی تاریخی هیچ قومی را هدف قرار نداده است. مطلب زیر از دوستی با نام مهدی ـ مهدی رسیده است تا در این محل نصب کنم. مبحثی است که دایره مکالمه را بیش‏تر می‏گشاید و عرصه منازعات ویژه خود را پر رونق‏تر می‏کند و شاید هم منجر به تولید نتیجه‏ای شود. به گمانم آن اعضای محفل ترک شناسی نوین و خودی، که افسانه‏های کنونی دست ساخت این و آن را پس می‏زنند، می‏توانند از عرصه چنین گفتارهایی برویند.

«در باب زبان ترکی و قدمت آن: محرک تک‏‌ نگاری حاضر در باب زبان ترکی و قدمت آن، مناقشات آن همزبانان ترک است که بی‌توجه به کنه مبحث، متعصبانه و خارج از منطق بر اصالت و قدمت زبان ترکی پافشاری می‏کنند. شاید که ادله پیشنهادی، پایانی بر این مناقشات و آغازی بر شناخت واقعی سرگذشت زبان ترکی و اقوام ترک‌ زبان باشد. یادداشت حاضر به پشتوانه و در امتداد یادداشت‏های دوران‌ساز «ایران‌شناسی بدون ‌دروغ»، از موضوع قدمت زبان ترکی فراتر رفته و به قدمت خانواده زبان‌های ترکی می‌پردازد تا با فراخ‌تر گرفتن دایره موضوع، بحث را یکسره و راه فرار را بر اشکال‌‏ تراشان مسدود کند.» «خانواده زبان‌های ترکی (Turkic Languages) را زبان‌هایی التصاقی، تحت قانون هماهنگی اصوات، بدون جنسیت نحوی که از پسوندها به جای حروف اضافه استفاده می‌کنند، دانسته‏اند. لارس یوهانسون در فصل ۳ کتاب «زبان‌های ترکی» مشخصه‌های صوتی، نحوی، صرفی و لکسیکی زبان‌های خانواده ترکی را با جزییات توضیح داده است. این تعریف، زبان‏ها، لهجه‌ها، شیوه‌ها وگویش‌های بسیاری را در گستره جغرافیایی

وسیعی از چین تا بلغارستان در برمی‌گیرد که هر کدام را به نامی و بعضاً به صورت اضافه بر ترکی مانند «ترکی ازبکی»، «ترکی اویغوری» و غیره می‌شناسند.

در گروه ترکی، زبان و لهجه و شیوه‏های مختلفی قرار دارد که مهم‏ترین آن عبارتند از:

۱ـ یاقوت‌ها  ۲ـ چوواش‌ها  ۳ـ قیرقیزها  ۴ـ قازاق‌ها  ۵ ـ ترکان ترکستان شرقی یا اویغورها ۶ ـ ازبک‏ها  ۷ـ ترکمن‏ها  ۸ ـ ترکان غازان باشقرد  ۹ـ ترکان شمال قفقاز (قوموق، نوقای) ۱۰ـ ترکان غرب: ترکی ترکیه و آذربایجان، عراق و سوریه ۱۱ـ ترکان کریمه ۱۲ـ ترکان بالکان  ۱۳ـ قاقاووزها یا گوک اوغوزها (ترکان مسیحی رومانی)  ۱۴ـ ترکان آلتای  ۱۵ـ ترکان خاکاس ــ آباقان   ۱۶ـ ترکان سویون یاتووا

در میان زبان و لهجه‏های مختلف ترکی، فقط زبان یاقوت و چوواش با دیگران تفاوت فاحش دارند. به طوری که قابل فهم برای سایرین نیستند.» (سیری در تاریخ زبان و لهجه‏های ترکی، منشاء زبان ترکی، جواد هییت، نشر پیکان، ۱۳۶۵)

علی ‏رغم تفاوت‌های بسیار، خصوصاً در صرف و لکسیک، اشتراکات مورد اشاره و مجموعه‌ای از لغات بالاخص افعال مشترک، امکان ساختن جملاتی را فراهم می‌کند که با اندک تفاوت در تلفظ توسط قاطبه متکلمین این زبان‏ها قابل فهم است. لذا اطلاق شاخه‌های مختلف یک زبان واحد به آن‏ها چندان دور از واقعیت نیست. به

عنوان مثال ترکی ترکیه، ترکی آذربایجانی، ترکی ازبکی و ترکی اویغوری چین را که از غرب به شرق، عرض جغرافیای اقوام ترک ‌زبان را پوشش می‌دهد، برگزیده‌ام و معادل دو جمله را به هر چهار زبان آورده‌ام:

فارسیاز کی تا حالا همدیگر را ندیده‏ایم
ترکی ترکیهنه زامان.دان بری گور.وش.مه.دیک
آذربایجانیهاچان.دان بری گور.وش.مه.دیک
ازبکیآنچان.دان بری کور.یش.مه.دیک
اویغوریخاقان.دین بری کور.یخ.ما.دوک
فارسیپرنده را می‌بینم
ترکی ترکیهکوشو گور.وروم
آذربایجانیقوشو گور.وره‌م
ازبکیقوشو کور.امن
اویغوریقوشو کور.ای‌من

چنین اشتراکاتی بسیار فراتر از اشتراکات مطرح درباره زبان‏های به اصطلاح هند و اروپایی است که حتی یک جمله قابل فهم توسط اکثر متکلمین آن ندارد و به هیچ طریقی قابل ساخت نیست. وجود چنین اشتراکاتی جز به این معنا نیست که حاملین و پراکندگان این زبان از منشاء مشترکی به حرکت درآمده‌اند. با مقدمه فوق به بررسی قدمت زبان ترکی و مشخصات فرهنگی و تمدنی متکلمین آن وارد می‏شویم که اشتراکات آن‏ها بیش‏تر در حوزه فرهنگ و زبان است و نه تنها تفاوت در لباس، موسیقی و سنن و رقص، بل‏که در چهره، سفال و رنگ پوست‏شان به حدی است که تصور قومی واحد برخاسته و پراکنده در این جغرافیای وسیع را از ذهن دور می‌کند. همین جا از پیش بگویم که اگر کسانی مدعی شوند که این تفاوت‌ها حاصل تغییرات در گذر زمان است، آن گاه باید پاسخ دهند چه‏گونه زبانی

توانسته در مقابل تغییراتی که حتی سفال و رنگ پوست را تغییر داده، مقاومت کند. پس نگاه به اقوام ترک‌ زبان به عنوان یک قوم واحد دور از واقعیت است.

«الگوهای فرهنگی میان مردمان ترک‌ زبان در قالب گروه‌های مستقل بزرگی در هم ادغام شده‌اند. عامل یکپارچه ‌سازی که ترکان را به هم پیوند دهد، جز سابقه زبان مشترک وجود ندارد. شکل‌گیری زبان‌های امروزی غالباً در بستر تمدن اسلامی صورت گرفته است‏…» (زبان‏های ترکی‏، لارس یوهانسون، انتشارات روت ‌لدج، ۱۹۹۸، ص ۱)

می‌دانیم که عمر شهرنشینی در میان ترکان طولانی نیست و در همه جا هنوز هم کاملاً یکجانشین نشده‌اند. زبان‏شان کلمات قدیم پایه و متناسب با شهرنشینی مانند شهر، بنا، خیابان، مغازه، بازار و غیره ندارد و در جهان معماری خاص ترکان شناخته نیست.

ترکان گاگوز                    

ترک اویغور

اوزبک ها

قرقیز ها

نظرات