۲۹۶. منازعه دو
از میراث مکتوب چند کتیبه مانند گول تیگین که نمیتوانند اثری از پدیدآورندگان آن حتی در حد یک دیوار شکسته نشان دهند و هیچ کس توضیح مناسبی برای رمزگشایی آنها ندارد و وضعیتی وخیمتر از کتیبه بیستون دارند و چند کتاب قدیمی از جمله دیوان اللغات الترک، دیوان خواجه احمد یسوی، کتاب دهده قورقود و قوتادغو بیلیغ، از آن جا که در تاریخ مورد ادعا ماتریال کتابت و ابزار نوشتن مناسب وجود نداشته و نمیتوانند نمونهای از نسخه قدیمی آنها ارایه کنند و بگویند این کتب چهگونه حفظ شده، همگی از اعتبار ساقطاند. لذا هیچ کدام از اقوام ترک زبان نمایههای تمدنی از میراث مکتوب معتبر، نشانه شهرنشینی یا مراتب و ساختار اجتماعی متناسب با مدنیت ندارند که بازگوی ارتباطی متقابل باشند. تنها دستآویز مدعیان تمدن ترکان که عرقریزان به دنبال نمایههای تمدنی رواناند و دست خالی میمانند، زبان منعطف و زایای این اقوام است. اما در مورد زبان نیز که این مردمان تقریباً برای هر موضوع عینی لغت مناسبی دارند، از ارایه تنها یک لغت انتزاعی یا لغت قدیم ناظر بر تمدن عاجزاند. برای اثبات این موضوع تورات قدیمی ترکی را که قدیمترین متن معتبر ترکی بود، کاویدیم و نشان دادیم که ترکی خالی از لغات پایه تمدنی است. متعصبینی که از یافتن لغات پایه و تمدنی در کتب قدیمی از جمله تورات ۱۲۵ ساله نیز دست خالی برگشتند، بیآن که بتوانند ادعای خود را با دلیل محکمی ثابت کنند، مدعی شدند که ترکی لغات اصیل بسیاری دارد که مکتوب قدیم ندارد. اکنون میخواهیم منبعی دیگر از لغات قدیم و اصیل ترکی در اختیارشان قرار دهیم تا بهانه را از چنگ بهانه جویان بیرون کشد و معلوم کند که آیا برابر با ادعایشان کلمهای موید تمدن در آن خواهند یافت یا نه؟ از آن جا که با هیچ امکانی نمیتوان کلمهای را در میان تمام اقوام ترک زبان
در شهرها، روستاها و میان عشایر در چنین جغرافیایی رایج کرد، پس لغات مشترک میان مردمان ترک زبان را میتوان قدیمترین لغات زبان ترکی دانست که از ابتدا مورد استفاده بودهاند؛ حتی اگر در هیچ مکتوب قدیمی ثبت نشده باشد.
اکنون نگاهی به گنجینه لغات مشترک ترکان بیندازیم.
| فارسی | ترکی ترکیه | ترکی آذربایجانی | ازبکی | اویغوری |
| پدر | آتا | آتا | اوتا | آتا |
| مادر | آنا/آننه | آنا | اونا | آنا |
| فرزند پسر | اوغول | اوغول | اوگیل | اوغول |
| فرزند دختر | کیز | قیز | قیز | قیز |
| عروس | گلین | گلین | کلین | کلین |
| قلب | یورهک | اورهک | یوراک | یورهک |
| خون | کان | قان | قون | قان |
| سر | باش | باش | بوش | باش |
| چشم | گوز | گوز | کوز | کوز |
| مژه | کیرپیک | کیپریک | کیپریک | کیرپیک |
| گوش | کولاک | قولاق | قولوق | قولاق |
| بینی | بورون | بورون | بورون | بورون |
| انگشت | پارماک | بارماق | بارموق | بارماق |
| شکم | کارین | قارین | قورین | قِرین |
| اسب | آت | آت | اوت | آت |
| سگ | ایت | ایت | ایت | ایت |
| ماهی | بالیک | بالیق | بالیق | بلیق |
| خاک | توپراق | تورپاق | توپروق | توپراق |
| دریاچه | گول | گول | کول | کول |
| درخت | آغاچ | آغاج | یوگوچ | یاهاج |
| آسمان/آبی | گوک | گوی | کوک | کوک |
| ابر | بولوت | بولود | بولوت | بولوت |
لغات اولیه مانند پدر، مادر، پسر، دختر، مظاهر طبیعی و نام اعضای بدن به طرز عجیبی در تمام اقوام ترک زبان با یکدیگر برابرند. تقریباً هیچ لغت انتزاعی در هیچ یک از شاخههای زبان ترکی وجود ندارد:
| فارسی | ترکی ترکیه | ترکی آذربایجانی | ازبکی | اویغوری |
| سبب | سبب | سبب | سبب | سبب |
| عقل | عاکیل(عقل) | عاغیل(عقل) | عاکل(عقل) | عِکل(عقل) |
| هرکس | هرکس | هر کس | هر کیم | هر کیم |
| عدالت | عادالت | عدالت | عدالت | عادالت |
| منطق | مانطیک | منطیق | منطیک | منطیک |
| انصاف | اینصاف | اینصاف | اینصاف | اینصاپ |
اندک لغاتی که ارتفاع تمدنی دارند، در میان اقوام ترک زبان مشترک نیستند. از آن جایی که این لغات مکتوب قدیمی ندارند و در بین اقوام نیز مشترک نیستند، لذا اعتبار آنها به عنوان لغت قدیم و اصیل ساقط است و تنها صورت اسلنگهای محلی را به خود میگیرند:
| فارسی | ترکی ترکیه | ترکی آذربایجانی | ازبکی | اویغوری |
| شهر | کنت | شهر | شهر | شهِر |
| بازار | چارشی | بازار | بازار | بازار |
| بنا | یاپی | بینا | بینا | صنعی |
| آزاد | سربست | سربست | ارکین | حرّ |
نمیتوان مردمانی را با قومیتهای رنگارنگ که سبقه شهرنشینی طولانی ندارند و جهان با معماری اختصاصی آنها آشنا نیست، زبانشان خالی از لغات انتزاعی است و لغات قدیم یا مشترکشان ارتفاع تمدنی ندارد، قومی واحد و کهن و صاحب چنان مراتب اجتماعی دانست که قادر به ساماندهی حملات گسترده به جهان و فرمانروایی بر یک امپراطوری پهناور باشند. پس باید به دنبال توضیحی منطقی برای
چنین تابلوی تاریخی بگردیم. کلید ورود به این تابلو، توجه به تنوع قومی ترک زبانان، مطالعه لغات مشترک و توجه به این نکته است که تفاوت مثلاً ترکی آذربایجانی و قشقایی که میگویند در گذشتهای نزدیک از هم جدا شدهاند، در همان حد اختلاف ترکی آذربایجانی با ترکمنی یا ازبکی است که میگویند در گذشته بسیار دورتری از هم جدا شدهاند. این تابلو بیش از یک توضیح منطقی ندارد و آن این که در گذشتهای نه چندان دور، حاملان زبان آن را در میان اقوامی گوناگون و کم جمعیت پراکندهاند و سپس آنها را به مناطق خالی از سکنه کوچاندهاند. لذا دور دستترین ساکنان این مناطق نیز به همان زبان سخن میگویند.
همین جا به نکتهای دیگر در باب زبان ترکی اشاره کنیم که میتواند موضوع یک تک نگاری مستقل باشد. یکسانی زبان میان دهات بسیار دور از هم و بیارتباط با یکدیگر و حتی بیارتباط با مراکز شهری ترکان در ایران و در مقابل افول کاربری زبان فارسی با دور شدن از مراکز شهرهای بزرگ چون تهران و اصفهان، به وضوح بیان میکند که رواج زبان ترکی در ایران از طریق کوچاندن قومی با زبان مشترک به منطقه خالی از سکنه بوده، در حالی که رواج زبان فارسی از طریق تزریق در مراکز شهری و با قدرت دولتی بوده است. لذا آن جا که بورد نفوذ دولت به انتها میرسد، زبان فارسی نیز افول میکند.
دانشگاه احمد یسوی لغتنامهای به نام «لغتنامه لهجههای ترکی» تدوین کرده است که معادل لغات را به ۹ لهجه ترکی ترکیه، آذربایجانی، باشقورد، قزاق، قرقیز، اوزبک، تاتار، ترکمن و اویغور آورده است.
در پایان آدرس آن لغت نامه آنلاین را عرضه میکنم تا کسانی که طالباند، به دنبال لغات انتزاعی و پایه تمدنی در آن بگردند و معادلها را در شاخههای مختلف ترکی مقایسه کنند:
http://tdk.org.tr/lehceler/Default.aspx
نظرات