۳۷۶. مقدمه پنجاه و شش
زبانههای آتش جنگ جهانی اول در عرصههای گوناگون، زیربنای زندگانی مردم بسیاری در جهان را دگرگون کرد که از جمله در حوزه سیاست موجب ظهور نخستین دولت سوسیالیستی قدرتمند شد. این تحول در محدوده تولید و تکنیک و اقتصاد حتی بسیار عمیقتر بود. جنگ به کشورهای بزرگ تعلیم داد که دوران صرف سرمایه در تجمعهای غول آسای بافت فاستونی، ریسیدن نخ، ریختن شمع و تصفیه شکر و بافت پارچه و کار روی چرم و غیره به پایان رسیده و در نتیجه ساخت اتومبیل و تانک و نفربر و هواپیما را به صنعت و تولید نخست کشورهای متروپل تبدیل کرد. آموزگار جنگ جهانی اول با نمایش میلیونها جنازه انسانی اهمیت برتری نظامی و تأثیر ابزارهای جدید جنگی و اهمیت ارتباطات و اطلاعات را برای حضور و بقا در کلنی قدرتهای بزرگ جهانی تعلیم داد.
در کمتر از یک دهه ماشینآلات تولید کهنه را به سرزمینهایی از کره تا شیلی روانه کردند که از کمترین صورتهای زیربنایی یعنی نیروی برق بهره میبردند. اشراف و زمینداران هندی، ژاپنی و کرهای از زمین جدا شدند و ذخیرههای خود را در کارگاههای وارداتی صنایع به کار انداختند. اما سهم ایران از این فرصت طلایی تاریخ، که به صورت کارخانجات پارچه و پتوبافی و چای خشککنی و عملآوری چرم و قند و ملزومات اولیه و ابتدایی بود، به محض ورود به ایران یک سره به چنگال رضاشاه افتاد و به جای اشراف و سرمایهداران ملی در اختیار شاه قرار گرفت. وی آنها را به املاک و دیگر داراییهای خانواده پهلوی افزود که به صورت تشکیلات اداری دولتی درآمد و در نتیجه سرمایهداری ملی از دسترسی به آن محروم شد. حاصل این اقدام حریصانه و ابلهانه رضاشاه فرصت رشد صنعتی را از زمینداران ایران گرفت و سرمایه آنها را به
سوی تجارت راند. ضایعهای که تبعات و عوارض ویرانگر آن تا هم امروز و تا زمانی که رفتارهای شبه رضاشاهی از این سرزمین برنیفتد، همچنان گریبانگیر پیشرفت مردم این سرزمین خواهد بود.
نظرات