admin
4 اسفند 1382
بالاخره در برابر نخستین کتاب من، پس از سه سال، با استمداد از دو نفر به اسامی محمد تقی عطایی و علی اکبر وحدتی از دانشگاه ادبیات !!!!! دانشگاه تهران، کتابی با عنوان «اعتبار باستان شناختی آریا و پارس» به…
ادامه
admin
1 اسفند 1382
به نظر می رسد که فشار نیاز زمان و تجارب دراز مدت تاریخی در دوران معاصر ، سرانجام گشودن مسیرهای تازه ای را در روابط ملی، از جمله برای نهادهای تصمیم گیرنده فرهنگی – سیاسی، در مجموعه ی جمهوری اسلامی…
ادامه
admin
24 بهمن 1382
متاسفانه ریاست نهاد اداره ی کتاب، که زیر نظر معاونت فرهنگی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی فعالیت می کند، بدون ارایه ی هرگونه توضیح ویژه ای، از صدور مجوز نشر برای کتاب «تاملی در بنیان تاریخ ایران، کتاب اول، ۱۲…
ادامه
admin
23 بهمن 1382
به تدریج آثار و عوارض ضربه ی گیج کننده ی کتاب «اشکانیان» ظاهر می شود و اندک اندک شاهد تظاهراتی هستیم که معلوم می کند آن ضربه به کلی تعادل عقلی باستان پرستان را برهم زده و قدرت تفکر متعارف…
ادامه
admin
22 بهمن 1382
مخالفان کتاب های من به شدت فعال شده اند، دست به تهدیدات مکرر و متنوع می زنند و با مراجعه به مراکز سیاسی مدعی دموکراسی و اصلاح طلبی و مسامحه و گفت وگو، در خاموش کردن این صدا مصمم اند…
ادامه
admin
22 بهمن 1382
(سومین بار است که این بیانیه را نصب می کنم و معلوم نیست چه گونه واز چه راه حذف می کنند؟!!!) مخالفان کتاب های من به شدت فعال شده اند، به تهدیدات مکرر و متنوع دست می زنند و با…
ادامه
admin
17 بهمن 1382
در پی آن گفت وگو با مسیول اداره ی کتاب در وزارت ارشاد، که گزارش آن را پیش تر داده ام، نامه ی زیر را برای وزیر ارشاد ارسال کردم: مقام محترم وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی. در ۳ سال…
ادامه
admin
7 بهمن 1382
نتایج تحقیقات گسترده ی میدانی، در موضوع تاریخ پیوسته ی سرزمینی که اینک ایران می خوانیم، منتشر شده در انبوهی عناوین تاریخی، درعین حال که بسیار نوپدید است، هسته های آشنای قابل دفاع ندارد و نه تنها با اندک تالیفات…
ادامه
admin
1 بهمن 1382
خوب بالاخره و به مبارکی بر خوانندگان این وبلاگ سیمای آقای استبصاری نیز آشکار شد. معلوم شد اشکال در این است که به نظر آقای استبصاری، مسلمانان عقب افتاده و وحشی و مرتجع و وا ماندهاند و بر عکس جهان…
ادامه
admin
29 دی 1382
چندی پیش در مراسم بزگداشت آقای دولت آبادی و در حین سخنرانی دکتر مهاجرانی ، خانمی از میان جمعیت بلند می شود و در حضور جمع خطاب به آقای مهاجرانی می گوید : ” تو به من قول داده بودی…
ادامه