ی داستان ها داستان ها فروردین 24, 1395 یاغی «کربلایی محمد حسن» با دیگر برنوی لوله کوتاهش را روی شانه جابه جا کرد، با دندان کمی از موی گوشه ی سیبیلش را کند و زیر لب غرید: – تفنگ که یه…