ناریا

هوا خوری 20

مقدم بر هر گمانه ای در مراتب و نحوه ارتباط درست با قرآن قویم، آشنایی با نهاد و فصول و مراتب آیاتی است که هر یک به گونه ای آراسته و پی گیر، با خواننده تعیین تکلیف می کند. دنبال کردن شیوه و روش بیان این مدرک اولیه و نهایی اسلام دشوار نیست،

هوا خوری 19

مقدم بر هر گمانه ای در مراتب و نحوه ارتباط درست با قرآن قویم، آشنایی با نهاد و فصول و مراتب آیاتی است که هر یک به گونه ای آراسته و پی گیر، با خواننده تعیین تکلیف می کند. دنبال کردن شیوه و روش بیان این مدرک اولیه و نهایی اسلام دشوار نیست، اگر به جای همراهی با متن، جلد آن را نبوسیم و چنان که عادت مان داده اند، نپنداریم که نزدیک شدن به گفتار خداوند آسان نیست و جز عالمان عالی مقام را به فهم آن راه نمی دهند تا مثلا تشخیص دهند که معنای ترکیب لفظی ما ملکت ایمانهم کنیز است!

حالا و در موضوع برخورد با شیوه برداشت های مستقیم از اشارات قرآن قدرتمند با کسانی و از جمله اقای توحید مواجهیم که تعبیر صریح از ترکیب ماملکت ایمانهم در آیات گوناگون را به عنوان موجود زنده و همراه جنسی ادمیان نمی پذیرند و فرحناک ان جاست که معنای من دراوردی کنیز را هم برای این ترکیب قرانی رد می کنند تا این کلمات به کلی بی کاربرد بمانند. ایشان با ارسال ای میلی با محتوای آیه 55 سوره احزاب می نویسند: «ابهام بزرگی در درک تعریف شما از ماملکت … برایم وجود دارد که طبق این آیه چه طور همسران پیامبر می توانند دارای ماملکت … باشند»؟

حتی با فرض صحت برداشت معنایی از متن این ایه، اقای توحید هم گرفتار همان مشکل بزرگ و سرگرم کننده ای شده اند که به سعی معاندان قران اینک شیوه جاری برخورد با کلام خداوند شده است. با این توضیح که عدم تطبیق تذکرات قرآن کبیر با دستورات فقهی جاری را نقص می دانیم و بد تر و عوامانه تر هر ایه را، مثلا در موضوع تنبیه بدنی زن، که با اخلاقیات و رسوم متعارف و موجود همخوان نباشد ضعف ره نمودهای قرانی می گیریم و حتی مجازات مذکور زانی و زانیه را از حد قرآنی به سنگسار می کشانیم تا دق و دل خود خالی کرده باشیم.

«من یهوه هستم. عورت پدر خود یعنی عورت مادر خود را کشف منما، او مادر توست. کشف عورت او مکن. عورت زن پدر خود را کشف مکن. آن عورت پدر تو است. عورت خواهر خود، خواه دختر پدرت، خواه دختر مادرت چه مولود بیرون، عورت ایشان را کشف منما. عورت دختر پسرت و دختر دخترت، عورت ایشان را کشف مکن، زیرا که این ها عورت تو است. عورت دختر زن پدرت که از پدر تو زاییده شده باشد، او خواهر تو است کشف عورت او را مکن. عورت خواهر پدر خود را کشف مکن، او از اقربای پدر تو است. عورت خواهر مادر خود را کشف مکن، او از اقربای مادر تو است. عورت برادر پدر خود را کشف مکن، و به زن او نزدیکی منما. او عمه ی تو است. عورت عروس خود را کشف مکن، او زن پسر تو است. عورت او را کشف مکن. عورت زن برادر خود را کشف مکن. آن عورت برادر تو است. عورت زنی را با دخترش کشف مکن. و دختر پسر او یا دختر دختر او را مگیر، تا عورت او را کشف کنی. اینان از اقربای او می باشند و این فجور است. و زنی را با خواهرش مگیر، تا هیوی وی بشود، و تا عورت او را با وی مادامی که او زنده است، کشف نمایی و به زنی در نجاست حیض اش نزدیکی منما، تا عورت او را کشف کنی. و با زن همسایه ی خود همبستر مشو، تا خود را با وی نجس سازی. و کسی از ذریت خود را برای مولک از آتش مگذران و نام خدای خود را بی حرمت مساز. من یهوه هستم. و با ذکور مثل زن جماع مکن، زیرا که این فجور است. و با هیچ بهیمه ای جماع مکن، تا خود را به آن نجس سازی، و زنی پیش بهیمه ای نایستد تا با آن جماع کند، زیرا که این فجور است. به هیچ کدام از این ها خویشتن را نجس مسازید، زیرا به همه ی این ها امت هایی که من پیش روی شما بیرون می کنم، نجس شده اند. و زمین نجس شده است، و انتقام گناه اش را از آن خواهم کشید، و زمین ساکنان خود را قی خواهد نمود… و کسی که با زن دیگری زنا کند یعنی هر که با زن همسایه خود زنا نماید، زانی و زانیه البته کشته شوند. و کسی که با زن پدر خود بخوابد، و عورت پدر خود را کشف نماید، هر دو البته کشته شوند. خون ایشان بر خود ایشان است. و اگر کسی با عروس خود بخوابد، هر دو ایشان البته کشته شوند. فاحشگی کرده اند. خون ایشان بر خود ایشان است. و اگر مردی با مردی مثل با زن بخوابد هر دو فجور کرده اند. هر دو ایشان البته کشته شوند. خون ایشان بر خود ایشان است.و اگر کسی زنی و مادرش را بگیرد، این قباحت است. او و ایشان به آتش سوخته شوند، تا در میان شما قباحتی نباشد. و مردی که با بهیمه ای جماع کند، البته کشته شود و آن بهیمه را نیز بکشید. و زنی که به بهیمه ای نزدیک شود تا با آن جماع کند، آن زن و بهیمه را بکش. البته کشته شوند خون آن ها بر خود آن هاست. و کسی که خواهر خود را خواه دختر پدرش خواه دختر مادرش باشد بگیرد، و عورت او را ببیند و او عورت وی را ببیند، این رسوایی است. در پیش چشمان پسران قوم خود منقطع شوند، چون که عورت خواهر خود را کشف کرده است. متحمل گناه خود خواهد بود. و کسی که با زن حایض بخوابد و عورت او را کشف نماید، او چشمه ی او را کشف کرده است و او چشمه ی خون خود را کشف نموده است، هر دوی ایشان از میان قوم خود منقطع خواهند شد. و عورت خواهر مادرت یا خواهر پدرت را کشف مکن، آن کس خویش خود را عریان ساخته است. ایشان متحمل گناه خود خواهند بود. و کسی که با زن عموی خود بخوابد، عورت عموی خود را کشف کرده است. متحمل گناه خود خواهند بود. بی کس خواهند بود. و کسی که زن برادر خود را بگیرد، این نجاست است. عورت برادر خود را کشف کرده است. بی کس خواهند بود». (عهد عتیق، لاویان، 18: 6-26 و 20: 10-22)

چنین است برخورد تورات با ماجرای نیازهای جنسی و طبیعی انسان که تنها یک راه حل می شناسد: هر دو را بکش و یا بسوزان اما خداوند نازل کننده قران تذکر دیگری دارد.

«اراده الهی چنین است تا بر انسان ناتوان آفریده شده اسان گیرد» (ساء، 28)

تجلی این اسان گیری بر ادم ضعیف که غالبا و بر اساس طبیعت و قوی ترین حکم خلقت یعنی رفتارهایی در اساس با هدف تولید مثل، گشودن راهی برای تسکین و آزام کردن روال زندگانی بندگان است تا از سر ناچاری با بهایم نزدیکی نکنند و در این باب در صورت نبود امکان ازدواج، انتخاب یک همراه جنسی با حفظ حقوق و احترام و قبول طرفین و عنایت مالی مرد نسبت به زن صورت می گیرد که خداوند وی را اشنایی در اطراف توصیف کرده است. این مسلمی بی چانه زنی است که ذات باری روابط آزاد و آراسته و متکی بر حقوق انسانی بین زن و مرد را هرگز در قران تابو نشناخته است. 

1 دیدگاه

  1. ostad aziz
    az tafsire zibaton mamonam khyli khoshhalam ke yek sale digar mitavanim dar kenare shoma bashim va az biyanat va tafasire zibaton va ramz goshaii tarikhiton tashakor va ebraze shadmani bekonam ::
    sale jadido az tarafe hame shomaliha beheton tabrik migam
    ostad khyli khob bod ye ketabam be sorate kamelan kholase vali jame va jambandi shodeh az aghaz ta alan jamo jor mikardin va dar on be sorate hadafmandi be shakhs ejazeh midad ta dar payan betavanad be javabe kameltari beresad ??
    shayad taghazam ziyadi va bija bashe vali chon in masale ke ma bahash dargirim az tarikho siyasato basatn shenasi va memari zaban shenasi nashat migire vaghean sakhte ba vojode inhame ketabaha va resanehaye doroghgo dar donay entezari az mardom khososan javana dasht ke khyli javgir va efrati raftar mikonand
    omidvaram ke khyli zood be ahdafeton beresid
    bazam sale noro tabrik migam va az khoda khastare salamati baraton khahanam
    ba omide didar mohammad

  2. خسته نباشید . واقعااز نوشته های شما لذت میبریم در عین حال بسیار اندوهگین از بلایی که بر سر مردم امده
    استاد عزیز میشود گفت که قران در بیشتر موارد اشتباه ترجمه شده . حتما سهوا بوده!!!
    در قران صریح ، الریح ، الطین به معنی سفینه هست که در هر مورد اون رو اشتباه ترجمه کردند . چون نمیخواستندکه مردم بفهمند که در ان زمان علم و تکنولوژی بوده
    استاد من نمیتونم با دلایلی که شما میگید ثابت کنم که پیامبر عمری بیشتر از 1000 سال داشته و حدود 300 سال پیش فوت کرده اما مطمنم اگر شما روی این قضیه کار کنید میتونید به این نتیجه برسید.

  3. با سلام
    مبحث بسيار جالبي است و اميدوارم ادامه اسلام وشمشير گردد.در ضمن كتابي بنام الله و الجماعه نوشته سلمان محمد غانم را هم به دوستان معرفي كنم اين نويسنده آيات قرآن را بدون در نظر گرفتن تفسير و فقط با آشنايي با شان نزول آن هم در بعضي آيات .بازخواني ميكند وبسيار جالب وامروزي در آورده است . بعنوان مثال براي روزه اجباري نميبيند ورد خود آيه علاوه بر بيمار و مسافر كساني را كه نميخواهند قرار داده كه افطار روزه دار را بر گردن آنها نهاده كه اين حكمت اللهي بسيار زميني و قابل هضم خواهد بود.و موضوع بعدي هم درباره حجاب وحتي نماز و شرب خمر است .البته ايشان معتقدند كه در صورت منع مسكرات توسط خالق بايد در آيه هاي تحريم غذايي مايده و آل عمران مي آمد و كلمه خمر كه با آلات قمار آمده بمعني خمار است كه نوعي قمار و نه مخمر غذايي

  4. سلام بر یگانه استاد . روشن کننده مسیر تاریک تاریخ
    استاد عزیز ی مسله هست من نمیتوم حرفم رو با دلایل محکمی همچون شما اثبات نمایم. اما از شما خواهش میکنم تحقیقاتی بفرمایید در مورد زمان فوت پیامبر
    ایشون 300 سال پیش از دنیا رفتن و بیش از 1000 سال عمر کردن.
    اگر قضیه رو از این دید ببینیم که تحریف تاریخ مخفی کردن این حادثه مهم بوده . میتونه پاسخ خیلی از سوالات رو روشن کنه.

  5. جناب استاد قصد چاپلوسی ندارم ولی آشنایی با نظرات شما مانند بیدار شدن از یک خواب شیرین کودکانه چهل ساله است.حریصانه تمام مطالب شما و کامنت هایی را که شما پاسخ داده اید خوانده ام .همینطور که می دانید برداشت غلط و تحریف شده از کلام اله می تواند باعث شقاوت ابدی شود به همین خاطر تقاضا دارم در حد امکان مطالب خود را جامع تر وبا پرده پوشی کمتر عرضه فرمایید.و از میان هزاران سوالی که با ان روبرویم ولی بضاعت آنرا ندارم که خود پاسخی برای آن بیابم دو سوال دارم که امیدوارم پاسخی هر چند کوتاه عرضه فرمایید:
    -آیا ممکن است خداوند بدون ذکر نحوه اقامه صلوه آنرا بر بندگان فرض کند وبا اعتقاد به عدم اعتبار احادیث حتی آنرا از گذشتگان نیز نتوان پذیرفت ؟ ایا نباید نسبت به احادیث نگاه معتدل تری داشت؟
    -نظر شما درباره نحوه صحیح اقامه نماز چیست و شما چگونه اقامه میکنید؟ شکرا

    1. سلام. اقامه نماز به صورت کنونی درست مانند ختنه که دستور قرآنی ندارد، یک سنت است. در باب حدیث هم عرض کنم که خداوند در قران متین حق دخالت در دین را به پیامبر نداده است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. فیلدهای ضروری مشخص شده‌اند.