بی خاصیتی و سترونی دراز مدت روشن فکری ایران و نیز ناتوانی و ذلت نهادینه زبان تازه ساز و خام فارسی، جویندگان منفرد و نیز مراکز مسیول و مشغول جهانی را از دریافت مدخل های جدید، به زبان فارسی ناامید کرده و به زمان حال کار به جایی رسیده است که ارایه هر نقل نو، اگر به زبان فارسی عرضه شود، چندان بی عنایتی خواهد دید که در گوشه صندوق امانات اندیشه کپک خواهد زد و پوسیده خواهد شد…
بی خاصیتی و سترونی دراز مدت روشن فکری ایران و نیز ناتوانی نهادینه زبان تازه ساز و خام فارسی، جویندگان منفرد و نیز مراکز مسیول و مشغول جهانی را از دریافت مدخل های جدید، به زبان فارسی ناامید کرده و به زمان حال کار به جایی رسیده است که ارایه هر نقل نو، به زبان فارسی، چندان بی عنایتی خواهد دید که در گوشه صندوق امانات اندیشه کپک زده و پوسیده خواهد شد و مصیبت آن گاه به کمال رخ می نماید که قصد کنید متنی را از زبان فارسی به زبان و انگلیسی و یا فرانسه برگردانید.
اینک و به دنبال انواع پرسش ها در باب ارزش یابی و تعیین تکلیف با متون و محتویات تورات و انجیل های امروزین که در دست کشیش و خاخام می چرخد، سرانجام و ناگزیر و یک بار برای همیشه خواهنده را به دقت در اشاره ای دعوت می کنم که تکلیف مسلمین را با اهل کتاب پیشین و مشرکین مطرودی روشن می کند که در حال حاضر به عنوان دو تجمع دینی، معابد و متونی را در اختیار دارند که معلوم نیست توصیه های چه کس را تکلیف می کنند، هرچند عوارض اخلاقی بروز کرده در پستوهای شنود اعتراف مومنین نوجوان، تا حدودی به جان مایه این یادداشت کمک خواهد کرد که می خواهد نشان دهد در پی فک اعتبار و دست بردگی و در نتیجه تعطیل متون تورات و انجیل نازل شده نخستین، اینک یهود و نصاری بدون متن راه نما به دوران جاهلیت ماقبل نزول تورات و انجیل بازگشته اند. چنان که اکنون با مختصر رجوعی به سفر پیدایش تورات با خداوندی اشنا می شویم که گویی قصد تمسخر ایمان اوردگان به هر دینی را دارد. اگر کشیشان امروز خود را در نحوه رفتار و برداشت از رمه نوجوان خداوند آزاد می بینند، پس لازم دیده اند که شخص خداوند را هم در تورات های جدید و دست نویس کنیسه، شریک نیازهای خود کنند.
«و واقع شد که چون آدمیان شروع کردند به زیاد شدن بر روی زمین و دختران برای ایشان متولد گردیدند، پسران خدا دختران آدمیان را دیدند که نیکو منظرند و از هر کدام که خواستند، زنان برای خود می گرفتند». (عهد عتیق، پیدایش، 6: 1-3)
متن بالا سایه ای از کتاب اول اسفار خمسه است که زاد و ولد و زیبایی دختران انسان بر زمین را اسباب وسوسه پسران خدا می گوید که آسمان را به طلب وصال و بهره وری از آنان ترک می کنند. اگر برای تورات های کنونی اندک اصالتی به عنوان نخستین کتاب نازل شده از آسمان قایل شویم، پس پذیرفته ایم که آن کتاب از آغاز به یکتا پرستی دعوت نمی کرده و برای خداوند فرزندان ذکور قایل بوده است و چون قرآن بر آسمانی بودن و سلامت متون تورات و انجیل به زمان دعوت پیامبر گواهی می دهد، پس جز این نیست که این پسران چشم چران خداوند به دنبال تحریر جدید و اخیر انجیل و تورات و تحول تشرف به شرک نزد خاخام و کشیش پدید آمده اند!
«وَأَنزَلْنَا إِلَیْکَ الْکِتَابَ بِالْحَقِّ مُصَدِّقًا لِّمَا بَیْنَ یَدَیْهِ مِنَ الْکِتَابِ وَمُهَیْمِنًا عَلَیْهِ فَاحْکُم بَیْنَهُم بِمَا أَنزَلَ اللّهُ… و ما این کتاب حق را به سوى تو فرستادیم که کتاب هاى پیشین را تصدیق می کند و حاکم بر آن هاست پس میان آنان بر وفق آن چه خدا نازل کرده حکم کن…» (مایده، 48)
آیا ممکن است خداوند در قرآن، تورات و انجیلی را تصدیق کرده باشد که او را صاحب پسران می گوید؟! چنین توجهی به مورخ جواز می دهد تا بار دیگر اعلام کند تورات و انجیل های کنونی هیچ ارتباطی با نازل شده های آسمانی و اصلی ندارد و برای رفع نیازهای امروزین کنیسه و کلیسا تراش داده اند.
«خداوند به ابرام گفت: “اکنون تو چشمان خود را برافراز و از مکانی که در آن هستی، به سوی شمال و جنوب و مغرب و مشرق بنگر زیرا تمام این زمین را که می بینی به تو و ذریت تو تا ابد خواهم بخشید و ذریت تو را مانند غبار زمین گردانم. چنان که اگر کسی غبار زمین را تواند شمرد ذریت تو شمرده شود. برخیز و در طول و عرض زمین گردش کن زیرا که آن را به تو خواهم داد” و ابراهیم خیمه خود را منتقل کرده روانه شد و در بلوطستان ممری که در حبرون است ساکن گردید و در آن جا مذبحی برای یهوه بنا نهاد». (پیدایش، 14:13-18)
«و واقع شد که چون آفتاب غروب کرده بود تاریک شد، تنوری پر دود و چراغی مشتعل از میان آن پاره ها گذر نمود. در آن روز خداوند با ابرام عهد بست و گفت: “این زمین را از نهر مصر تا به نهر عظیم، یعنی نهر فرات به نسل تو بخشیده ام». (عهد عتیق، پیدایش، 17:15-19)
اینک هر مسلمانی که متن فوق را برداشته از تورات نخستین و نازل شده می پندارد، موظف است برای تحقق این بخشندگی های الهی سر و جان بفشاند، سند مالکیت سراسر بین النهرین را به نام قوم یهود صادر کند و با مردم فلسطین بستیزد که مانع اجرای حکم الهی تحویل بخشی از بین النهرین به قوم یهود شده اند و می شوند!؟
«زیرا هرآینه به شما می گویم تا آسمان و زمین زایل نشود، همزه یا نقطه ای از تورات هرگز زایل نخواهد شد تا همه واقع شود. پس هرکس کوچک ترین این احکام را بشکند و به مردم چنین تعلیم دهد در ملکوت آسمان کم ترین شمرده شود اما هرکس عمل کند و تعلیم دهد او در ملکوت آسمان بزرگ خوانده خواهد شد». (متی، 18 و 19).
«لیکن آسان تر است که آسمان و زمین زایل شود از آن که یک نقطه از تورات ساقط گردد». (لوقا 16، آیه 17)
این هم تاییدیه انجیل در سلامت تورات، زیرا که سرمایه گذاری برای گسترده کردن اشغال و جنایت و غارت در جهان، نزد کنیسه و کلیسا مشترک است. (ادامه دارد)
با تشکر از استاد گرامی که بعد از وقفه ای طولانی مجددا مطالب قبلی را ادامه دادند.هر کسی که یک بار حتی به صورت سرسری کتاب مقدس (شامل عهد عتیق و عهد جدید )را مطالعه کرده باشد به روشنی پی خواهد برد که تحریف شده ،و کلام خداوند نیست.حال پرسش اینجاست که اصل این متون در کجاست وآیا اصلا اصلی از آن باقی مانده یا خیر؟؟ که امیدوارم در ادامه مطالب استاد گرامی آن را روشن سازند.
سلام .
( برای ناصر پورپیرار )
وقتی که از محضر بارگاه انسانی وحی می شود ، که در مورد نیل تا فرات سرزمین فرزندان ابراهیم – اسماعیل و اسحاق _ مجددا دست به قلم شوی . حداقل ، مفت حراجش ، نکن .
منصفانه بود که از ایشان بخواهی مجوز کتاب های تان را صادر کنند و قلم تان را از حصر تنگ نظری شان آزاد و رها سازند، و بعد بنویسی .
کفه داشته هایت همیشه نسبت به آنها سنگین تر بوده است ، عجیب نیست که با کسری آوردن ، مجددا دست به دامانت شده اند .
ممنون استاد گرامی.