آشنایی با ادله و اسناد رخ داد پلید پوریم
مدخلی بر ایران شناسی بی دروغ و بی نقاب، 114
معجزه ی ساخت و ساز صفوی و در حقیقت شاه عباسی، به مظاهری بسنده نمی کند و منحصر نمی شود که به صورت صدها باب کاروان سرا و ده ها دستگاه حمام و آب انبار و بازار و مساجد ممتاز می شناسیم. شاه کار شاه عباس، بنیان گذاری نهضت برپایی مقابر و امام زاده ها بود، که در حال حاضر احتمالا به صد هزار شماره، از آراسته و ساده ساخت، سر زده است.
قم ، خبرگزاری جمهوری اسلامی
1386/08/27 نشست تخصصی “بررسی و تحلیل ورود امام زادگان به قم” از سلسله نشست های جشنواره فرهنگی و هنری کریمه اهل بیت (س) شنبه شب در شبستان نجمه خاتون حرم مطهرحضرت معصومه (س) در قم برگزار شد.
به گزارش ایرنا، استاد دانشکده تربیت معلم شهید مدنی قم دراین نشست گفت: دراستان قم 440امامزاده از فرزندان و نوادگان اهل بیت (ع) مدفون بوده که تاکنون 250امامزاده در 100بقعه در این استان شناسایی شده است.
دکتر سید حسن قریشی با اشاره به اینکه مرقد 25امام زاده در داخل شهر قم قرار دارد گفت: قم یکی از تاریخیترین شهرهای ایران است و قدمت آن به پیش از اسلام میرسد. وی اظهار داشت: بعد از ورود دین اسلام به ایران، قم به یکی از شهرهای دینی و مذهبی کشور تبدیل شد. وی افزود: با ورود حضرت فاطمه معصومه (س) به قم، این شهر مورد توجه شیعیان و سادات علوی قرار گرفت و برخی از شیعیان و سادات به قم مهاجرت کردند و امروز آرامگاه آن ها ماوا و زیارتگاه شیعیان شده است. قریشی با بیان اینکه، قم در دوره آل بویه به یک مرکز حدیثی در دنیای اسلام تبدیل شده بود، گفت: بسیاری از محدثان به قم میآمدند و روزگاری بیش از 600محدث در قم زندگی میکردند.
وی خاطرنشان ساخت: در زمان شاه اسماعیل صفوی اول حرم مطهر حضرت معصومه (س) گسترش یافت و صحن عتیق ساخته شد به گونه ای که 11امامزاده اطراف حرم مطهر در طرح توسعه از میان رفت.
قریشی با بیان این که شجره نامه برخی از امامزادگان توسط کارشناسان و اهل فن تایید نشده است، افزود: تاکنون شجره نامه 440امامزاده به تایید کارشناسان رسیده است.
این سلسله نشستها تا 29آبان ماه در شبستان نجمه خاتون حرم مطهر حضرت معصومه (س) ادامه دارد. جشنواره فرهنگی و هنری کریمه اهل بیت(س) از 21آبانماه درحرم مطهر حضرت فاطمه معصومه(س) آغاز شده و تا 30آبان ادامه دارد. ک/2 548/550/7406 (پایگاه خبری ایرنا)
جنبش بازبینی و کارشناسی، حتی در حوزه باورهای سنتی، که مثلا شجره نامه ی امام زاده هایی در قم را مورد تردید قرار می دهد و حتی ابطال می کند و نیز مقبره هایی، چون امام زاده ابولولو، در کاشان را، دکان دامن زدن به تفرقه بیش تر در میان پیروان مذاهب می شناساند، آغاز مبارزه ای مبارک با خرافاتی است که غالبا از میان دیوارهای همین امام زاده ها به بیرون نشت و فرهنگ بومی و محلی مردمان زحمت کش و ساده دل بسیاری را دچار توقف و توسل های بی پایه می کند. در میان اسناد مکتوب و منتشر شده ی کنونی، به هیچ مجموعه ی کاملی بر نمی خوریم که اختصاصا به معرفی مبنا و احصاء امام زاده ها پرداخته باشد، اما اگر قم را ملاک بررسی در این باره قرار دهیم، که اینک 440 امام زاده ی تایید شده و تعداد نامعلومی با شجره نامه ی ناموثق دارد و اگر در نظر بیاوریم که در ایران امروز، افزون بر شصت و پنج هزار ده و قصبه و محلات پرت افتاده فهرست کرده اند که در گم نام ترین و دور افتاده ترین آن ها نیز، لااقل یک امام زاده بر سر پاست، پس قبول صد هزار امام زاده در سراسر ایران، چندان دشوار نخواهد بود و اگر تعداد مراجعان به مشاهد و مقابر مورد عنایت و رجوع و محل التجاء مردم را، در درجات مختلف و متفاوت، به حد اقل نیز برشماریم، غریب نیست که مجموعه زایران روزانه ی این امکنه را، در مرحله ی کنونی، به چند صد هزار برسانیم، تا بر سودا زدگانی که با جوجه کشی از موهومات ذهنی خویش، به بازگشت زردشتیگری دروغین می اندیشند و نیز بر روشن فکری غزل پرداز و بی سواد و لغز خوان ایران، با محاسبه و اعلام آمار سالانه ی این زایران، معلوم کنیم که در میان چه مردمی و با چه مراتبی از باورهای پایه زندگانی می کنند، مردمی که در مقیاس عام و تمام، حتی نمی توانند نام زردشت را تلفظ کنند و نمی دانند که با ذال و یا ز بنویسند!!!
«آمار مشاهد و بقاع متبرکه سادات و معصوم زادگان در پهنه ایران: پراکندگی سادات در تمام نقاط این پهنه یکسان نبود. به جاهایی که احساس امنیت بیش تر می کردند تعداد زیادتری روی می آوردند، همانند کوهستان ری و طبرستان و پاره ای نقاط مرکزی، با این حال بعضی از ایشان گرفتار مخالفان می شدند و به شهادت می رسیدند. امروز مراقد اکابر این بزرگواران باقی و مزار و مطاف است. از برسنجیدن تعداد آن ها در نقاط مختلف می توان پی برد که این نقاط به چه نسبت مورد توجه ایشان بوده است، گرچه برخی از این بقاع در طی زمان خراب و آثار آن ها محو شده است. بر طبق آماری که به وسیله ی سازمان اوقاف تهیه شد و به سال 1352 ش در روزنامه ی کیهان انتشار یافت، در سراسر ایران حدود 1059 امام زاده احصا شده است که استان مرکزی از این لحاظ مقام نخست را دارد. در تنها استانی که امام زاده دیده نشد، استان سیستان و بلوچستان است. در کتاب تاریخچه ی وقف در اسلام، نام مساجد، امام زاده ها، بقاع متبرکه و مدارس قدیمه در شهرستان ها به ترتیب نام شهرستان درج آمده و آمار ذیل در باب امام زاده ها به جز بقاع متبرکه ی دیگر، بر آن اساس فراهم و احصا گردیده که به ترتیب تعداد امامزاده های از 9 بیش تر، در ذیل درج می افتد. در این کتاب جمع کل نام امام زاده های کشور بر 872 بالغ می شود. تهران و حومه یا ری قدیم 112، تهران 13، حومه 99، کاشان 86، شیراز 52، قم 46، داراب 30، فسا 27، گروس 27، گرگان 26، جهرم 25، نطنز 25، محلات 24، قایم شهر 21، ملایر و تویسرکان 17، ساوه 16، خمین 15، کرج 15، اصفهان 14، سبزوار 14، اراک 12، نایین 12، بابل 11، بوشهر 11، بیرجند11، همدان 11، دامغان 10، رفسنجان 10، کرمان 10، تحقیق در احوال این معصوم زادگان و شناخت فرد فرد این بزرگواران اغلب در نهایت صعوبت و گاه غیر ممکن می نماید». (دایرهالمعارف تشیع، جلد دوم، ص 393)
این مباحث، جامعه شناختی نیست و مورخ اثرات مثبت و منفی حضور امام زاده در کوچک ترین واحد اجتماعی ایران را بررسی نمی کند، بل فقط با نمایش نمایه های فنی و رسمی، قصد دارد نشان دهد برآمدن این همه امام زاده در ایران، یک مستند ثابت و کهن تاریخی ندارد و چنان که به شرح بیاورم، از مبداء صفوی آغاز می شود و مثلا اگر آن مراکز رسمی آماری ایران، که اطلاعات شان صلاحیت انعکاس در دایره المعارف تشیع را داشته،از جمله سازمان اوقاف، تعداد امام زاده های قم در سال 1352 را 46 فقره و در سرشماری امروزین آقای قزیشی، این تعداد در همان استان، به 440 باب می رسد، پس در 34 سال گذشته امام زاده های محدوده ی قم ده برابر شده است، که نه فقط غیر تاریخی بودن مبحث را اعلام می کند، بل از کوششی پرده بر می دارد که ساخت هرچه بیش تر امام زاده ها، در مراتب گوناگون را، به سود خویش می شمرده و با اهداف معینی همسو می دیده است.
اجازه می طلبم یک فقره از مشاهدات شخصی خویش، در مسیر جاده ی تهران آمل را، که قطعا گواهان بسیار دیگری نیز خواهد یافت، مختصرا و برای استحکام منظور بیاورم. در اوایل دهه ی 70، که به علل برخی بررسی ها دایما در راه آمل و بابل بودم، در فاصله میان پلور و آب اسک و در کناره ی شنی جاده، ناگهان مرد میان سال سبز پوشیده و پرچمی با همان رنگ به دست، ظاهر شد که بر سنگی می نشست و در گفت و گوی میان ما، مدعی بود که در رویاهای خویش آن محل را مدفن امام زاده ی واجب التعظیمی دیده است. اندک اندک مسافران عبوری و مردم محلی بر او گرد آمدند و چیزی نگذشت که چهار دیوار مختصری با گنبدکی برآن بالا رفت و به محلی برای مراجعه و تقدیم نذورات تبدیل شد. هنوز چراغ های بسیاری نیفروخته، لرزش زمین، کوه را درست بر سر آن امام زاده و بانی اش فرود آورد و تمام آن مجموعه زیارتی همراه کاشف آن را به میان رودخانه برد. شعله ی حیرت من زمانی سرکشید که هنوز مرمت های اداره ی راه برای گشودن دوباره ی جاده تمام نشده، مرد میان سال دیگری را، با همان لباس و پرچم سبز، در همان محل دیدم که بر سنگی می نشست و منتظر بود تا به محض جمع شدن ادوات اداره ی راه، چراغ امام زاده ی به خواب دیده شده را بار دیگر روشن کند. طبیعتا جست و جوی شجره نامه برای چنین امام زاده های پر تعدادی، که مستلزم عبور از خواب اشخاص می شود، بی حاصل است.
«بقعه و بارگاه امام زاده آقا علی عباس. واقع در حدود بادرود نطنز، یکی از زیارتگاه های معتبری است که در طول یک قرن اخیر بیش از پیش مورد توجه سکنه ی آن حدود قرار گرفته است. طبق تذکره ی خطی بقعه علاوه بر دو تن از فرزندان موسی بن جعفر به نام علی و محمد، ده نفر دیگر از امام زادگان در آن جا مدفون شده اند. بنای گنبد و رواق و صحن و سراهای وسیع با غرفات متعدد آن در همین اوان توسعه یافته است. چنان که گوینده ی نامی کاشان، ابونصر فتح الله خان شیبانی، می نویسد:
«بیست و چهار سال در بیابان بادرود نطنز مبالغی خرج کرده و زحمت ها کشیده ام… و در آستانه ی امام زادگان واقعه در آن بیابان که مطلقا آثار عمارتی نبود، بنای مدرسه و صحن و عمارت و غیره نموده و این بنده ی درگاه نیز مبلغ یک هزار تومان کمک این کار خیر کرده و الحق جایی خوب و مرغوب شد».
از آن پس نیز بر اثر توجه و اعتقاد روز افزون سکنه ی دور و نزدیک به این امام زاده و افزایش عواید و نذورات آن، رونق به سزایی پیدا کرده است». (حسن نراقی، آثار تاریخی شهرستان های کاشان و نطنز، ص 295)
مورخ میان سعی آن پرچم سبز به دست ناشناس، در جاده ی آمل و این اعتراف ابونصر فتح الله خان شیبانی در بادرود نطنز، ذره ای تفاوت نمی بیند و می تواند اثبات کند که جنبش بس وسیع امام زاده سازی در دهات و محلات و قصبات و شهرهای ایران، که آغاز آن باز هم از عصر شاه عباس صفوی است، یک هدف معین سیاسی و فرهنگی را تعقیب کرده، که توام با شگردهای متنوع دیگر، قصد کنترل شناخت اسلامی در میان مردمی را داشته است، که پس از دو هزاره، با کوشش ناشناسانی بار دیگر به تاریخی دیگر وارد می شدند.
«تعداد بقاع و امام زادگان کاشان. مولف کتاب زینت المجالس ضمن اوصاف کاشان می نویسد: «از مزار اکابر در نفس شهر شش نفر از اولاد ایمه ی اثنی عشر علیهم السلام آسوده اند». چون تعداد واقعی بقاع و مقابر قدیمه ی امام زادگان مدفون در شهر کاشان، با رقم مذکور وفق نداده و بیش تر است، چنین به نظر می رسد که به عقیده ی مولف نام برده شش نفر آن ها معلوم النسب بوده و شجره آنان صحیح و معتبر شناخته شده است. اما تعداد بقاع محوطه ی شهرستان کاشان که از دوران پیش از عهد صفویه زیارتگاه مردم بوده و کم و بیش دارای گنبد و بارگاه و ساختمان هایی هستند، همچنان که شاردن فرانسوی تصریح کرده و مورد تایید صاحب نظران دیگر است، بالغ بر دویست باب می شود. از آن جمله سهیل ضرابی اواخر قرن سیزدهم قمری می نویسد: «مختصر آن که به قدر دویست گنبد و بارگاه و بقعه و خرگاه از امام زادگان در اصل شهر و نواحی و کوهسار کاشان هست و هر یک موقوفاتی علی حده دارند». (حسن نراقی، آثار تاریخی شهرستان های کاشان و نطنز، ص 298)
اگر این مولفان و کتاب های شان را واقعی بپنداریم و اگر در فاصله میان اوایل قرن یازدهم، که می گویند زمان نگارش زینت المجالس مجدی است، تا زمان تدوین کتاب مرآت قاسان ضرابی در قرن سیزدهم هجری، تعداد امام زاده های کاشان از شش باب به دویست باب رسیده است، پس مکرر شده ی همان حکایت امام زادگان قم را می خوانیم و نهضت نوین امام زاده سازی از عهد صفویه را، یک واقعیت تاریخی قابل بررسی می یابیم که ما را در شناخت دوره ی تازه ای از تب و تاب های زمانه، در این سرزمین، آشناتر می کند که در آن، توجه به مظاهر دین، بسیار بیش تر از مبانی آن است.
«مطابق جهت یابی دقیق پیشوایان شیعه برای تشخیص جهت حقیقی قبله در زمان شاه طهماسب صفوی، که به فتوای شیخ عبدالعلی عاملی به عمل آمده، چون در محور محراب بزرگ گچ بری شبستان قدیم مسجد جمعه اندک انحرافی مشاهده می شود، بدین جهت اقدام به ساختن محراب های جدید مسجد نموده اند، که در کتیبه ی آن نیز آیات مناسبی از قرآن مبنی بر بطلان جهت قبله در محراب قدیم، گچ بری و نوشته شده و برای بی اعتبار ساختن محراب سابق کتیبه و نقوش گچ بری های زیبای آن را هم خراب کرده اند». (حسن نراقی، آثار تاریخی شهرستان های کاشان و نطنز، ص 300)
عدم دقت در تعیین قبله، که خلاف نوشته ی بالا اندک هم نیست، نه فقط در مسجد جمعه ی اصفهان، بل تقریبا در تمام ابنیه ی اسلامی، از مساجد و مشاهد و امام زاده های عهد صفوی، امری قابل پی گیری و اثبات است و اگر تا زمانی معین، حتی تعیین جهت دقیق قبله نیز میسر نبوده، در آن باب اقدامی نشده و تصحیح سمت و سوی ادای نماز در محراب ها را، چنان که می نویسند، به یک کارشناس دیگر وارداتی از جبل عامل در زمان صفویه سپرده اند، پس یقین بدانید که تاریخ اسلام در ایران نیازمند یک بازنگری و بازخوانی جدی، بدون ملاحظه و سخت گیر است و تحقیقات نوین، نه فقط با داشته های کنونی ما منطبق نیست، که با آن مخالفت می کند.
«اصلاح قبله ی مسجد جامع کهن : در سال 938 هجری که شیخ علی ابن عبدالعالی عاملی به دعوت شاه طهماسب برای ترویج مذهب شیعه وارد تبریز شد، امیرغیاث الدین منصور شیرازی که به علت جامعیت در علوم او را معلم ثالث می خواندند منصب صدارت داشت. بین آن دو دانشمند روابط دوستانه برقرار گردید و در مباحث علمی از یکدیگر استفاده می کردند، اما طولی نکشید که دوستی آن دو به اختلاف و بدبینی انجامید. تا روزی که شیخ در محضر شاه پیشنهاد لزوم اصلاح و تغییر قبله ی مساجد عراق را نمود. امیر غیاث الدین از راه مخالفت با شیخ گفت که: «تغییر قبله مساجد بدون اطلاع کامل از هندسه و هییت و علوم دقیقه و ریاضیات مقدور و صحیح نیست». اما شاه طهماسب به پیروی از سیاست کلی خود، عقیده ی شیخ را تصویب و احکام لازم مبنی بر اطاعت کامل از نظریه شیخ را به همه بلاد صادر و ابلاغ نمود. در شهر کاشان نیز که جهت سکونت و اقامت شیخ و مرکز حکومت شرعی او معین گشته بود، به دستور شیخ اصلاح لازم و تغییراتی در جهات قبله های مساجد به عمل آمد». (حسن نراقی، آثار تاریخی شهرستان های کاشان و نظنز، ص 371)
غمض عین آشکار مجتهدین و مورخین و مومنین، نسبت به انحراف قبله در غالب ابنیه ی دینی صفوی، که گاه نزدیک است به سمت قبله ی نخست بگردد، محل پرسش بزرگی است که ظاهرا پاسخ گویی برای آن پیدا نمی شود. ماجرا این جاست که همین مکتوبات، که به امیر غیاث الدین شیرازی نامی، در عهدی اشاره می کند که هنوز شیراز بر زمین نبوده است، ما را به تیزبینی همه جانبه فرا می خواند، تا بدانیم در پس هر سطر و اسم و خط و معماری و محراب و سنگ نوشته و شعر و شایبه ای، یک برنامه ریزی عامدانه برای انحراف عمومی اندیشه ی تاریخی و ادبی و دینی ایرانیان پنهان است.
«از آن زمان که صفویان روی کار آمدند و آیین تشیع مذهب رسمی کشور شد، زیارت بقاع و اماکن مقدس این آیین رونقی دیگر گرفت. رفتن شاه عباس با پای پیاده به زیارت حضرت امام رضا، خود یکی از دلایل بارز این دعوی تواند بود. از سلاطین این سلاله شاه طهماسب را در امر تعمیر مراقد مقدس اهتمامی خاص بود. وی ظاهرا تمامی مراقد و بقاع مقدس معصوم زادگان را مورد مرمت و تعمیر قرار داده بوده است. سلاطین قاجار مانند فتحعلی شاه و ناصرالدین شاه نیز در این باب گاه اهتمام می کرده اند. ولی در واقع اهتمام تمام در مرمت و تعمیر و نگهداشت امام زادگان در قرن حاضر و در دوره ای که اکنون در آن زندگی می کنیم انجام پذیرفته است.
1. امام زاده آقا سید ابراهیم، واقع در بخش رانکوه گیلان. بنای چهار گوشه ای که از چوب و گل بنا شده که در محل به آن «زگالی» گویند. چهار جانب بقعه را چهار ایوان ستون دار با سرستون های بزرگ پرکار در دو نوع فرا گرفته اند، یکی از ستون های ایوان شرقی به شیوه ی لاچ لنگری کار شده است. ورودی بقعه در دیوار شرقی جای گرفته است. نسب امام زاده را به امام موسی کاظم (ع) می رسانند». (دایره المعارف تشیع، جلد دوم، ص 394)
علاوه بر آستانه ها و بقاع متبرکه ی امامان، که مدخل مفصل دیگری دارد، دایره المعارف تشیع، درست برابر قرار بالا، قریب پانصد امام زاده را در جلد دوم مجموعه ی خود معرفی کرده است که از آقا سید ابراهیم در رانکوه گیلان تا امام زاده یحیی بن موسی در سمنان را شامل می شود. برای سبک کردن کارها، نگاهی اجمالی به صد عنوان نخست آن انداختم، نسب قریب شصت درصد آن ها، به امام موسی کاظم می رسید و آن ها که شناس نامه ی ابنیه و کتیبه داشتند، با فرض صحت، از بناهای عهد صفویه بودند. بدین ترتیب باید که بنیان گذاری نهضت شناسایی اخلاف امامان شیعه و بالا بردن زیارتگاهی برای آنان، به تعداد لازم را نیز در زمره ی تلاش صفویه برای بازسازی ایران پوریم زده دانست. (ادامه دارد)
+ نوشته شده توسط ناصر پورپیرار در دوشنبه دوازدهم آذر 1386 و ساعت 11:0 | نظر ها در ناریا
با سلام بحضور استاد عزیز,به اعتقاد من تكامل انسان تنها در گرو كشف,درك و پذیرش حقیقت است وبدون ان انسان ناقص و گمراه خواهد بود پیرو همین عقیده من مهمترین مرجع را قران كریم میدانم ولی از آنجاییكه به زبان عربی مسلط نیستم به ترجمه ان رجوع كردم كه گرچه نارسا بود ولی از بسیاری كتب تفاسیرو… روشنگرتر بود,ولی همین نارسایی باعث بروز شبهاتی شدند كه به لطف خدا بعد ازمطالعه مجموعه یادداشتهای اسلام وشمشیر اغلبشان مرتفع شدند بجز چند مورد محدود كه با اجازه شما عنوان میكنم انشاالله كه درخور توجه و پاسخگویی باشند. ۱.لطفا ترجمه ی آیه۵۵سوره مائده بهمراه استنباطتان ازانرا بفرمایید.۲.فكر میكنید آیات ابتدایی سوره حشر شرح حال چه حادثه و چه كسانیست؟ ۳.به نظر من زمانیكه مشركان صدر اسلام ازهیچ عملی برای نابودی اسلام و مسلمین فروگذار نبودند نمیتوان تصور كرد كه آنان اقدام به مقابله نظامی وبه راه انداختن جنگ نكرده اند بنظر میرسد آیات۹-۲۷سوره احزاب پس از وقوع چنین جنگی كه وسیله ی محك ایمان مسلمانان و شناسایی مومنین واقعی ومنافقان نیز بوده,نازل شده است. ۴.در حالی كه قران آذر را پدرابراهیم(ع)معرفی میكند چرا پارانتزها مكررا به ما یاداوری میكنند كه وی عموی ایشان است؟۵.اگر قران تك همسری را توصیه میكند پس چندهمسری رسول الله چگونه توجیه میشود؟ ۶.باتوجه به آیات سوره قصص و…موسی(ع)بعنوان پیامبر وارد دربار فرعون میشود وبغیر از قوم بنی اسراییل فرعون وفرعونیان را نیز دعوت به یكتاپرستی میكندو اینطور استنباط میشود كه دلیل خروج اضطراری بنی اسراییل از مصر اینست كه آنان به موسی(ع) ایمان آورده اند(گرچه ایمانشان سست است) ولی شما در اسلام وشمشیر۱۴خلاف اینها رو گفتید. قبلا یادداشتی درخصوص”هادوا”برایتان فرستادم كه بی جواب موند. در اخر از زحمات بی دریغ شما در افشای حقایق نهایت تشكر را دارم وبرایتان آرزوی سلامتی دارم انشاالله تالیفات شما به جایگاه واقعی و شایسته اش برسد. منتظر پاسخهایتان هستم.
ناریا : آقای حاجی زاده. پاسخ سئوالات شما در ستون کامنت های وبلاگ نمی گنجد. هرچند گمان می کنم که ضروری است برخی از بخش های اسلام و شمشیر را دوباره بخوانید. اما اگر خدا بخواهد در باب این سئوالات یادداشت مستقلی خواهم گذارد. همین قدر بگویم که مفاهیم مندرج در آیات شماره ی 44 و 45 و 46 سوره ی مائده ربطی به ایرانیان ندارد زیرا سخن صریحی در این باب در آن آیه ها نمی خوانیم و اگر بخواهیم به میل و ظن خویش ایرانیان را در آن خطاب دخیل بگیریم با دو مشکل مواجه خواهیم شد نخست این که به زمان نزول این آیات ایران و ایرانی در منطقه نبوده است که مورد خطاب قرار گیرد و دوم این که باید حق همین ظن را برای تمام مسلمانان بعدی غیر عرب نیز منظور کنیم که به معنای دخالت در متن آیه های قرآن و ویراستاری آن است، شلم شوربای عجیبی به راه می افتد و موجب تازه ای برای ایجاد اختلاف میان مسلمین به وجود می آورد تا محکم تر و بی دلیل تر به سر و کله ی هم بکوبیم. ویرایش
آقای حاجی زاده. پاسخ سئوالات شما در ستون کامنت های وبلاگ نمی گنجد. هرچند گمان می کنم که ضروری است برخی از بخش های اسلام و شمشیر را دوباره بخوانید. اما اگر خدا بخواهد در باب این سئوالات یادداشت مستقلی خواهم گذارد. همین قدر بگویم که مفاهیم مندرج در آیات شماره ی 44 و 45 و 46 سوره ی مائده ربطی به ایرانیان ندارد زیرا سخن صریحی در این باب در آن آیه ها نمی خوانیم و اگر بخواهیم به میل و ظن خویش ایرانیان را در آن خطاب دخیل بگیریم با دو مشکل مواجه خواهیم شد نخست این که به زمان نزول این آیات ایران و ایرانی در منطقه نبوده است که مورد خطاب قرار گیرد و دوم این که باید حق همین ظن را برای تمام مسلمانان بعدی غیر عرب نیز منظور کنیم که به معنای دخالت در متن آیه های قرآن و ویراستاری آن است، شلم شوربای عجیبی به راه می افتد و موجب تازه ای برای ایجاد اختلاف میان مسلمین به وجود می آورد تا محکم تر و بی دلیل تر به سر و کله ی هم بکوبیم.
باسلام در يادداشت قبلي بجاي عثمانيان اشتباها سلجوقيان نوشته ام كه اصلاح ميشود
سلام و عرض خسته نباشید خدمت استاد گرانقدر
با کسب اجازه از محضر استاد خطاب به دوست عزیز جناب حاجی زاده در خصوص ترجمه آیه 55 سوره مائده:
«جز این نیست که سرپرست شما خدا و پیامبر و کسانی است که ایمان آوردند آنان که به پا می دارند نماز را و می دهند زکات را و آنان فروتنانند».( طبق متن آبه ، نه تنها خدا و پیامبر، حتی کسانی هم که شرایط ایمان را داشته باشند می توانند ولی و سرپرست مردم باشند)
جناب حاجی زاده به متن صریح آیه دقت کنید، آنجا که می فرماید:«و الذین ءامنوا الذین یقیمون…ویؤتون…و هم راکعون» . تمامی فعلها به صورت جمع به کار رفته، اگر دنباله آیه اشاره به شخص خاصی باشد دلیلی بر جمع بودن کلمات وجود نخواهد داشت در ثانی اگر منظور آیه شخص خاصی باشد(طبق نظر اهل تشیع!!!) چرا نام شخص مانند نام خدا و پیامبر صراحتا ذکر نشده است. در خصوص کلمه «راکعون» (که این کلمه هم جمع می باشد نه مفرد) اگر به فرهنگ لغت عربی مراجعه کنید به دو صورت معنا شده:1. رکوع گزار.2.فروتن و خاشع. که با عقل سلیم متوجه معنای فروتن و متواضع در آیه می شوید.(چون زکات دادن در هنگام نماز آن هم در هنگام رکوع توسط هر شخصی غیر ممکن می باشد).
در پناه حق باشید.
با سلام به همه, دوست گرامی جناب فا…از توجه و پاسختان بسیار ممنونم,نمیدونم چرا استاد این پاسخ مفیدو مختصر رو به بعد موكول میكردن شاید هم من قابل نبودم تا جوابمو از ایشون بگیرم, جناب دوست من هم مدتها پیش به این تناقض پی برده بودم ولی چون خیلی بچه,ناآگاه و متعصب بودم زیاد تو بحرش نمیرفتم مبادا كه گرفتار عذاب جهنم شوم, كه الحمدالله به لطف خدا و این مباحث نوین توانستم از این داستانها و احادیث و روایات سردرگم كننده و متناقض و دست و پاگیر رها شوم من خودم به شخصه تا همیشه مدیون استاد هستم.
سلام چرا گاهی امكان درج, در ستون كامنتها وجود نداره؟
با سلام. آقای حاجی زاده ، تمامی پیام های شما در زیر هر مطلبی که پیام تان را گذاشته اید، در سایت تایید شده و نمایش داده می شوند.
با سلام وتشکر از شما در مورد امامزادگان وبقاع متبرکه داراب هم مطلب بنویسید ممنون