بخشیدن عتوان معاصر به تاریخ سرزمین و مردمی که اساسا در 200 سال اخیر به تدریج و از مسیر مهاجرت، به رپرتوار نام های جغرافیایی و تاریخی این منطقه و بل جهان وارد شده و بیش از 22 قرن بر اثر قتل عام پوریم تجمع و تمدن به خود ندیده و جز تاریخ معاصر ندارد، به شوخی شبیه تر است. با این همه بررسی های دراز مدت در موضوع قاجار و رجوع به عکس ها و یادداشت ها و کتبی که جز برای سردرگمی تدارک نشده، چندان آلوده به جعلیات و فرم بندی های ناقص و ناشیانه است که اینک با اطمینان و یقینی آرامش بخش می توان اعلام کرد که تقریبا هیچ یک از تصاویر سیاسی منتسب به دوران قجرها سلامت لازم را ندارد و بسیاری از نام گذاری ها بر اشخاص و مناصب شان قابل اثبات و حتی پی گیری نیست. چنین است که اینک در یادداشت های نهایی در باب تحولات تاریخ یک و نیم قرن اخیر ایران و گذر از ناباوری ها، باز هم نمایش پایه های سست و نا به سامان و مجعولات همه جانبه در زیر بنای مخروبه قجرها را مستقیم ترین روش کاربردی برای جلب نظر خردمندان و حقیقت طلبان می دانم. وجه روشن و سعی این ترسیم و تطبیق ها در جهتی است که معلوم کند تمام حواشی بنای زینت شده قاجاری و به ویژه دوران دراز مدت حضور به اصطلاح قبله عالم را، چندان با رنگ و روغن دروغ های سیاسی و اقتصادی و فرهنگی آمیخته اند که از میان آن ها قبول کرونولوژی سلسله و ضمایم حادثی آن و از جمله ترور ناصرالدین شاه در مضان و مورد تردید محکم است. مورخ یادآوری می کند که اگر از زمان ظهور حوزه علمیه قم، استفاده از یونیفورم عمامه و عبا در انحصار روحانیت قرار می گیرد و تاجران و دیگر حرف جامعه، همزمان استفاده از این پوشش را ترک می کنند، پس در پشت پرده، مدیریت واحد قدرتمندی کارها را می گرداند که تصمیمات و تولیدات اش قابل قبول و لازم الاجرا است. حتی اگر تدارک تصویری از قماش زیر باشد.

به مکان و سمت و سوی ساعد و پنجه علامت خورده در این عکس توجه کنید که از عقل سلیم و ترتیبات طبیعی در مقیاس کهکشانی به دور است. حقیقت این که تاریخ ایران نویسان هنگام سفارش ساخت این گونه تصاویر کم ترین باوری به قدرت تشخیص بینندگان آن ها نداشته اند.

سازندگان تصاویر مجعول، برای ارجاع به مهاجرانی از راه رسیده و بی اعتنا به حواشی، که جز دغدغه خوراک و اسکان ندارند، با دست های باز، بی مانع و رادع و آسوده خیال از رسیدگی های زبان و قلم های سخت گیر، با نمونه های بالا برای تاریخ معاصر چهره تراشیده اند. صورتک هایی که در اتلیه زیر زمینی ناصرالدین شاه متولد می شوند و جست و جوی تاریخی آن ها به هیچ نحو قابل تعقیب نیست. چنان که چهره سمت راست بالا در فضایی نظیر آن چه معمولا برای عکاسی از شاه قجر آماده می کردند، چنین معرفی می شود: «یوسف خان رییس جوان ایل و همچنین رییس ایل بختیاری»! و شاید هم دقایقی بعد با رخسار صندلی نشین دیگری، باز هم دقیقا در همان محل آشنا می شویم که او هم صاحب چنین منصب و عنوانی است: «نجف قلی خان بختیاری ریش سفید و رییس ایل بختیاری». آیا چنین نشانه هایی از سردرگمی و ناگزیری باند جاعلین اسناد برای دوران قجرها حکایت نمی کند؟



شاید ورود کلاه های پوست بره در مجموعه قاجاری به تر بتواند شرح جامعه قلابی آن عهد را برملا و خط فاصل و علامت میان هزار فامیل و مردم هیچ کاره زمان قجرها را معلوم کند. اگر این کلاه ها چنان که در تمام عکس های قجری فقط بر سر اعیان و هزار فامیل کشیده اند را ملاک بگیریم پس تکیه گاه دیگری یافته ایم که مدعی شویم و معلوم کنیم آن گروه قاجار نامیده شده با کلاه و ظاهر و سر و وضعی تازه ساز، بدون اقتباس اندک میراثی از نمای ظاهری پیشینیان، در هیچ مقداری بومی این سرزمین نبوده اند.

با سلام
جناب amirabbas
از ارسال ایمیل سپاس گذاریم
به نظر می رسد که ساکن خارج از کشورید. هر کجا که باشید خداوند نگهدار و پناه شما باشد. پیشنهاد می کنم که کتاب اسلام و شمشیر را مطالعه بفرمایید. البته اگر نخوانده باسید.
با تشکر و سپاس
مدیر سایت : info@karangbooks.com
http://www.naria.asia
…………………………………………
>> دوشنبه، ۰۷ فروردین ماه ۱۳۹۱ ساعت ۰۴:۳۵
>> http://www.badseedm@yahoo.com
ba salam hozore ostade bozorgvar mr:poorpirar/ khodavande bakhshande va mehrban ra shakeram ke dar zamani zendegi mikonam ke be lotfo bineshe sahiho manteghie ostad poorpirar va alagheie khodam beiaftane rahedorost o roshan baraie in zendegie zamini vatalash baraie saadat dar hayate abadi QURAN ra az sofreie 7sino az rooye taghche va aftabgire mashin joda kardamo nabaraie estekhare ia sar gereftan shabe ahia bal bekhatere darko lamse kalemate afaridegaram va kameltarino binazir tarin raahnamaie zendegie har ensan ba shenakhte sahih o dide dorsti ke dashtanesh ra madione ostade azizam hastam , noore QURANO barekate RAHMANO hedie be lahze lahzeie hengameie bandegiam hedie va sarazir kardam./. ostade geramie aziz , ba inke bandeei koochektarini bish nistam behtarino babarekat tarino zibatarinha ra baraie shoma va digar bandegane moemene arezoo va az ALLAHE SOBHAN khastaram>> baradaroshakerde kochaketoon ::: amir abbas farahabadi ( norooze 1391 shamsi )
Content-Type: text/html, Charset: utf-8
درود بر پیراریسم و پیراریستها
سلام. حقیقت قوی تر از این خرده نادانی هاست.
لطفاً راهنمایی ام کنید که درباره تاریخ ترکهای آذربایجان و منشا آنها، در کدام کتاب یا مقاله تان، می توانم مطلبی پیدا کنم؟
ممنون
سلام در سایت جست و جو کنید پیدا می شود.